تابستان و سفر
برفینم امروز تو یک سال و نه ماه و 10 روز سن داری شیرین تر شدی عشق میدی به همه ما. دختر مهربونم اینقدر مهربونی که به عروسکهات عشق میدی براشون مادری میکنی.هر کاری میکنی که بابت ذوق داری منو صدا میزنی که نگاهت کنم. به من وابسته شدی قبلا نبودی ولی الان و توی این سن به من وابسته شدی .از خواب بیدار میشی دنبال من میگردی و صاف میای بغلم و ارامش میگیریم. اونقدر شیرینی و شیرین کاری میکنی که نمیدونم از چی بگم. وقتی میخوای بخوابی گاها صورت منو ناز میکنی و اگر کنارت خوابیده باشم میای گوشه پتوی خودت رو میدی به من که بکشم روی خودم. وجودت ارامش منه برفینم. تابستون امسال مسافرت شیراز اصفهان و شمال رفتیم.برای سفر شما شبها راحت ت...


